1. همیشه به دانش‏ آموزان یادآورى کنید که «حافظه» تنها چیزى است که در دوران تحصیل مفید است. کلماتى مثل «تفکر»، «تحلیل»، «درک» و واژه‏هاى ناخوشایندى از این دست، کاملاً بیهوده‏ اند. با تمام قدرت تلاش کنید این کلمات را از قاموس آموزش، حذف کنید. فقط مطالب و معلومات درسى را به شاگردان ارائه نمایید و ذهنتان را درگیر فهمیدن و اندیشیدن نکنید. بگذارید حفظ کنند و نمره بگیرند.
  2. این حق شماست که ساعت استراحت شاگردان را براى درس، که یقیناً اهمیت بیش‏ترى دارد، استفاده کنید. حتماً شاگردان در طولانى شدن درس تا این ساعت، مقصّر بوده‏اند؛ پس اشکالى ندارد که به جاى استراحت و آماده شدن براى ساعت بعد، در خدمت شما و درستان باشند.
  3. این شاگردان هستند که باید در کلاس باشند؛ غیبتهایشان را موجّه کنند؛ از قبل به مسئولان اطلاع بدهند و… شما مى‏توانید به محض وقوع کوچک‏ترین مشکلى، به کلاس نروید یا دیر به کلاس برسید. عقب ماندگیهاى درسى را هم، با کلاسهاى جبرانى یا بالابردن سرعت تدریس جبران کنید. به هیچ وجه هم براى تأثیر منفى این مسائل بر روحیه شاگردان و در نتیجه کاهش یادگیرى آنان، نگران نباشید. مهم این است که شما به عنوان معلم و استاد از کار خود راضى باشید و خود را در فشار و اجبار حضور به موقع و همیشگى درکلاس نبینید. این گونه ناراحتیها براى معلم خوب نیست و بر روند کارش تأثیر منفى مى‏گذارد.
  4. در هنگام تدریس انرژى زیادى صرف نکنید. روى صندلى خود با آرامش بنشینید و بدون اینکه کوچک‏ترین فشارى به حنجره خود بیاورید، درستان را بدهید. از بالا و پایین بردن صدا، سکوتهاى معنى دار و به موقع، حرکت در میان صندلی هاى دانش ‏آموزان و سایر روشهاى این چنینى بپرهیزید. این کارها علاوه بر اینکه انرژى زیادى از شما مى‏ گیرند، باعث مى‏ شوند شاگردان نتوانند به امورى که برنامه ریزى کرده ‏اند در کلاس انجام دهند، برسند و درمیان شما و شاگرد دلخورى پیش بیاید.
  5. براى به دست گرفتن انضباط کلاس، چنان جدّى و خشک با شاگردانتان رفتار کنید که جرأت کوچک‏ترین بى انضباطى، خنده، احساس صمیمیت و… به خود ندهند و «از دیوار صدا در بیاید از شاگردان در نیاید». صمیمیت شاگرد با معلم مضرّات فراوانى دارد، علاوه بر اینکه «رویشان زیاد مى ‏شود» و «کلاس را روى سرشان مى‏گذارند.» ممکن است گاهى دلشان بخواهد مشکلشان را با معلم طرح کنند و او مجبور شود گامى براى حل آن مشکل بردارد. این در حالى است که معلم باید تمام حواسش متمرکز بر درس و تدریس باشد و این صمیمیتها اصلاً به نفع روابط معلم و شاگردى و اصول کلاسدارى نیست.
  6. اگر احیاناً کسى از برخوردهاى خشن و خشک شما با شاگردان انتقاد کرد، وجود روحیه «انتقاد پذیرى» را آن هم «در اشدّ حالت ممکن» در لیست اخلاق حسنه خود به اثبات برسانید، شروع کنید به صمیمى شدن با شاگردان؛ به صورتى که هیچ فاصله و حدّ و مرزى به نام «معلم و شاگردى» میان شما باقى نماند و شوخیهاى بسیار جالب شما با دانش‏آموزان، تمام خشونتها و دلخوریهاى سابق را به کلّى و از ریشه و بُن، برکَنَد.
  7. معلومات خود را در حدّ کتاب درسى نگه دارید. هیچ ضرورتى ندارد که بیش از آن، چیزى بدانید. اگر هم روزى، شاگردى، سؤالى پرسید که خارج از محدوده اطلاعات محدود شما بود، او را متهم کنید که نظم کلاس را بر هم مى‏زند و ذهن شاگردان دیگر را مشوش مى‏کند یا به هر روش دیگرى که صلاح مى‏دانید، از جواب دادن طفره بروید؛ هرگز واژه «نمى‏دانم» را بر زبان نیاورید یا وعده «پاسخى در آینده بر اساس مطالعه» را به او ندهید.
  8. «احترام» واژه‏اى است که مخصوص شاگرد در کتب لغت وضع شده است و ارتباطى با معلم ندارد. پس تا مى ‏توانید از شاگردانتان انتظار داشته باشید که آن را در مورد شما «مرعى بدارند»؛ امّا خود را موظف به رعایت آن درباره شاگردان ندانید.
  9. از آنجا که شما مسئول فرهنگى و مربّى امور تربیتى نیستید و وظیفه ‏اى براى تعظیم شعائر الهى ندارید، هیچ لزومى ندارد که در ایام شادى یا حزن مذهبى، نکته‏اى در این زمینه یادآور شوید یا پوشش ظاهر خود را براساس آن تغییرى بدهید. چه کسى گفته است که شما در شکل دادن به باورها و ارزشهاى درونى شاگردان، نقشى مى‏ توانید داشته باشید و وظیفه‏اى در این مورد دارید؟
  10. سرعت تدریس و مقدار توضیحات را براساس آنچه از قبل تصمیم گرفته ‏اید، تنظیم کنید؛ نه با توجّه به فضاى کلاس. بنابراین حتى اگر متوجه شدید که شاگردان به این توضیحات نیاز ندارند و صحبتهاى شما برایشان خسته کننده است، تدریستان را براساس برنامه ریزى قبلى انجام دهید و صحبتهایتان را خلاصه نکنید. اگر هم دیدید که شاگردان متوجه مطلب نشده‏اند و به توضیح بیش‏ترى نیاز دارند، نگاهى به ساعت بیندازید و از مطلب بگذرید تا طبق برنامه به تدریستان برسید.

با آرزوى کلاسهایى به یادماندنى براى شما و شاگردانتان.

پی نوشـــــــــــت ها:

۱) قانون «شدت» یکى از قوانین یادگیرى است که مى ‏گوید: یک واقعه مهیج وجذّاب، بیش‏تر از یک واقعه عادى و کسل کننده در ذهن مى‏ماند. (کلیات روشها و فنون تدریس، امان الله صفوى، تهران، معاصر، دهم، ۱۳۸۴، ص‏۲۰).

۲) وضعیت کنونى دانش و مهارت یک دانش‏آموز در رابطه با وضعیتى که معلم براى آینده او در نظر گرفته است (همان، ص‏۴۱).

۳) آموخته‏ ها و تجربه‏ هاى گذشته شاگرد. (مهارتهاى آموزشى و پرورشى، حسن شعبانى، تهران، سمت، نوزدهم، ۱۳۸۴، ص‏۱۷).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *